المحقق السبزواري
838
روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )
افاضه وجود به ايشان مىنمايد و ايشان را متوجّه كمالات و غايات خود مىدارد و ارزاق و اقوات و موت و حيات ايشان را تقدير مىنمايد و فيض و رحمت خود به همه مىرساند . و هريك از افراد اين طبقات را بر والى و حاكم حقّى است به قدرى كه مصلح حال ايشان بوده باشد - پس ، بر والى لازم است كه حقوق ايشان را بداند تا اداى حقوق ايشان تواند نمود . » [ « و ليس يخرج الوالي من حقيقة ما ألزمه اللّه تعالى « 1 » من ذلك إلّا بالاهتمام و الاستعانة باللّه ، و توطين نفسه على لزوم الحقّ ، و الصّبر عليه فيما خفّ عليه أو ثقل . » « و حكمران از عهدهء آنچه بر او لازم گردانيده برنمىآيد ، مگر به سعى و كوشش ، و يارى خواستن از خدا ، و آماده نمودن خود بر بهكار بستن حقّ و شكيبايى بر آن در كار آسان يا گران و دشوار . » ] « 2 » « فولّ من جنودك أنصحهم في نفسك للّه و لرسوله و لإمامك ، و أنقاهم جيبا ، و أفضلهم حلما ، ممّن يبطىء عن الغضب ، و يستريح إلى العذر ، و يرأف بالضّعفاء ، و ينبو على الأقوياء ، و ممّن لا يثيره العنف ، و لا يقعد به الضّعف . » « پس ، والى ساز بر رعيّت از لشكريان خود كسى را كه ناصحترين و مخلصترين ايشان باشد در نفس تو ، و به حسب اعتقاد تو مر خدا را و پيغمبر او را و امام تو را ، و پاك گريبانترين ايشان باشد - و مراد آن است كه امانت و ديانت او [ 209 ب ] بيش از ديگران باشد - و بهترين ايشان باشد از روى حلم از آن كسان كه دير به غضب درآيد و راحت يابد به سوى عذر - يعنى ، عذرپذير باشد [ و ] در قبول عذر مناقشه نكند - و مهربان باشد به ضعيفان ، و بلندى جويد بر زبردستان ، و ميل به سوى مطلوب ايشان نكند و او را
--> ( 1 ) . « تعالى » در چاپهاى فيض الاسلام و صبحى صالح نيست . ( 2 ) . آنچه در ميان دو كروشه نقل شده در اصل نيامده . و برابر شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 17 ، ص 49 و چاپ فيض الاسلام ، صص 1003 و 1004 و چاپ صبحى صالح ، ص 432 درج مىشود . ترجمهء فارسى نيز از فيض الاسلام است .